شهر سلطانيه از نظر جغرافياي تاريخي

     شهر سلطانيه در ۳۰ كيلو متري جنوب شرقي شهر زنجان و در ۵۴ كيلو متري ابهر قرار دارد . اين محل طبق كتيبه هايي كه از پادشاهان اشور به دست امده در قرن هشتم قبل از ميلاد محل سكونت طايفه جنگ اور ساكاراتي ها بوده و درعهد فرمانروايان ماد به اسم ” اريباد ” خوانده ميشده است. و پارتها ان را به نام نخستين پادشاه خود ” ارساس ” ناميدند.

     از تاريخ سلطانيه تا حمله مغول اطلاع دقيقي در دست نيست. ليكن لازم به تذكر است تا پيش از تسلط مغول سلطانيه به نام ” نيز اگامبي ” و ” شروياز ” معروف بوده است.

 

سلطانيه در دوره ايلخانان مغول :

     حمد الله مستوفي مورخ نامي كه در زمان سلطان محمد خدا بنده ميزيسته است از سلطانيه چنين ياد كرده است:

( … قبل از حمله مغول در سلطانيه فعلي هيچ گونه اثر ساختماني نبوده و اين ناحيه به شكل مرغزار و چمنزار بوده و سلاطين مغول پس از استقراردر ايران و پايتخت قرار دادن تبريز , براي شكار و گذرانيدن ايام تابستان بدان سو روانه ميشدند به همين جهت اين محل ” قنقو اولانگ ” يا به قولي ” ايقرئولن ” يعني چمنزار يا شكارگاه شاهين ناميده ميشده است.)

كم كم پادشاهان بعدي در مكان مذبور تصميم به ايجاد ساختمانهايي براي اسكان خويش و اطرافيان خويش گرفتند . اين فكر در زماني تقويت شد كه ارغون خان پسر اباقاخان چهارمين ايلخان مغول بر اريكه سلطنت تكيه زد وي تصميم گرفت كه در محل فعلي سلطانيه كه دشت وسيع و سرسبز بود شهري را بنا نمايد. لذا دستور داد كه قلعه اي كه دور باروي ان ۱۲ هزار گام باشد از سنگ تراشيده بسازند وقتي پسرش غازان خان به پادشاهي رسيد دستور داد تا بر قبر پدر ارامگاهي دوازده وجهي و از لحاظ معماري بس با شكوه بسازند .

نا گفته نماند كه غازان خان ابتدا سعي به بازسازي بخش نيمه تمام كرد ولي بعدا بنا به عللي از انجام اين كار انصراف حاصل كرد و تبريز را به پايتختي برگزيد.

با به حكومت رسيدن اولجايتو در سال ۷۰۲ هجري وي تصميم گرفت كه به ارزوي پدر جامه عمل بپوشاند به همين جهت دستور داد شهري بسازند كه دور ان سي هزار گام باشد. قلعه كوچكتر به مساحت ۲۰۰۰ گام و به طول ۵۰۰ گز و شامل ۱۶ برج و يك دروازه ورودي بوده است.

سلطان ايلخاني پس از طرح شهر سلطانيه امر كرد كه ارامگاهي با همان عظمت شنب غازان خان براي وي بسازند.

 

حافظ ابرو به اين نكته اشاره كرده است و چنين مينويسد :

( … اولجايتو براي مدفن خود در اندرون قلعه عمارتي ساخته است كه ان را ابواب البر نام نهاده با گنبدي بزرگ كه قطر ان ۶۰ گز است و ارتفاع ان ۱۲ گز. چنانچه در اقصي بلاد عالم مثل ان عمارتي نشان نميدهند .)

 

نا گفته نماند كه سلطان ايلخاني براي اين كار تمام هنر مندان و صنعتگران و تجار ايران را به شهر سلطانيه كوچ داد و براي اسكان انها جا و مكان مناسب ساخت لذا نام ” قنقورلنگ ” به “سلطانيه” يعني محل شاهنشين تغيير يافت.

انچه در شهر سازي سلطانيه جلب توجه ميكند همكاري بزرگان و درباريان بوده است. چرا كه سلطان خدابنده دستور داد تا هريك از بزرگان قوم و رجال برجسته محله اي كه دارا ي مسجد , خانقاه , مدرسه , بيمارستان و مهمانسرا باشد به نام خود بسازند و اين كار به سرعت صورت عمل به خود گرفت. اشراف براي جلب توجه شاه هركدام محله اي به نام بنا كرده و عمارات عالي در ان ساختند و هر گونه وسايل رفاهي در ان فراهم نمودند . منجمله “چلبي اوغلو” كه يكي از وزراي مغولي شاه بود محله اي در نزديكي ارامگاه سلطان محمد خدا بنده در نظر گرفت.

از انجا كه سلطان محمد خدابنده مانند بسياري از حكمرانان گذشته در ايجاد شهر عجله اي زياد داشت به همين دليل در بناي سلطانيه امكانات فراواني ايجاد شد تا انجا كه شاه خودش موقتا زير چادر مجللي به سر برد و انجام كارها و پيشرفت ان را مستقيما تحت نظارت قرار داد.

درسال ۷۱۰ هجري قمري كار ساختماني شهر سلطانيه پايان گرفت و به اين مناسبت سلطان مغول جشن مفصلي برپا كرد و اين شهر را سلطانيه يا ” سلطان چمان ” يا ” سلطان نشين ” ناميد. از اين فرمان به بعد با توجه وافري كه سلطان محمد خدابنده به پايتخت جديد خود مبذول داشت اين شهر بعد از تبريز بزرگترين شهر امپراطوري وسيع ايلخاني گرديد.

اين پادشاه به سال ۷۱۶ هجري بعد از يك بيماري نسبتا طولاني در گذشت و چون هنرمندان و صنعتگران كه از نقاط گوناگون كشور به انجا كوچ داده شده بودند باطنا ناراضي بودند بعد از مرگ اولجايتو شهر سلطانيه را ترك گفتند.

با مرگ سلطان محمد خدابنده و جانشين او “ابوسعيد بهادر” در حقيقت سلطانيه نيز مرد . شهر از رونق افتاده بي مهري ها ديد و رو به زوال رفت چرا كه ابو سعيد بهادر نتوانست قدرتي به خرج دهد و از زوال تدريجي پايتخت جلوگيري كند.

به همين جهت وزير ابو سعيد بهادر به نام عليشاه كه متوجه زوال شهر سلطانيه گرديد در تبريز شروع به ايجاد ساختمانهاي مجلل كرد. شايد عليشاه قصد داشته شهر باعظمت ديگري در مقابل سلطانيه بر پا سازد. كه اين منظور به زودي رنگي از واقعيت به خود گرفت و شهر تبريز بار ديگر رونق يافت . افول قدرت مغول رمق از سلطانيه گرفت و ديري نپاييدكه سلطنت به دست ال مظفر افتاد .

 

سلطانيه در دوره تيموريان:

با حملات متوالي خونخوار بزرگ امير تيمور گوركاني در سال ۷۸۶ ضربه اي مهلك بر پيكر سلطانيه وارد امد . اين شهر از سكنه خالي گرديد. بسياري ازابنيه واثار اين شهر نابود شد . تنها يادگاري كه ماند وباز مورد احترام قرار گرفت گنبد سلطانيه بود.

پس ازتيمور ميران شاه پسروي حكومت را به دست گرفت. وي در صدد بر امد در شهر سلطانيه بناهاي عالي بسازد ليكن هنگامي كه فهميد اين كار زمان زيادي طول ميكشد وتلاشهاي او در برابر عظمت سلطانيه بيثمر است دستور خرابي اثار وابنيه سلطانيه را صادر كرد . عده ايي نيز معتقد هستند كه ميران شاه به علت عارضه ديوانگي دستور ويراني سلطانيه را داد.

كلاويخو” سفير هانري سوم پادشاه اسپانيا در دربار تيموري در بخارا كه از سلطانيه ديدن كرده است وضع شهررا چنين توصيف ميكند :

( … شهر سلطانيه در دشتي واقع شده است و هيچ حصاري ندارد كه درميان ان دژي بزرگ است كه از سنگ ساخته اند و برجهاي محكم دارد . برجها و ديوارهاي ان با كاشيهاي ابي ارايش شده و زيبا است . در هر يك از اين برجها يك عراده كوچك توپ قرار دارد.

سرانجام در نتيجه جنگي كه بين قرايوسف و فرزند ميرانشاه رخ داد شهر سلطانيه به كلي موجوديت سياسي خود را از دست داد و تبريز دوباره جاي ان را گرفت.)

 

سلطانيه در دوره صفوي:

در زمان صفويه شهر سلطانيه هر چند از اهميت سابق افتاده بود مع ذالك يكي از منارل معتبر بين راه تبريز محسوب ميشد و بسياري از عمارات قديم به صورت نيمه مخروبه وجود داشته است. “پيتر دلاواله ” سياح ايتاليايي در اوايل قرن ۱۷ ميلادي از سلطانيه بازديد نموده است از ويرانيهاي سلطانيه در عهد صفوي سخن ميگويد. :

( … سلطانيه سابقا شهر بزرگي بوده ولي امروز خراب شده , ديوار قسمت اعظم خانه ها نيز به ويراني گراييده است به قسمي كه اكنون در شهر تعداد زمينهاي باير كه بر روي ان چادر زده شده است خيلي بيشتر از تعداد محدود خانه هاي مسكوني است. )

 

 

 

ادام اولاريوس ” كه در نيمه اول قرن ۱۷ از سلطانيه ديدن كرده بود در سفرنامه خود شرح كوتاهي در باره سلطانيه اورده است و مينويسد:

( … اين شهر به مناسبت ساختمانهاي بلند برجها و ستونهاي بسيار از خارج زيبا به نظر ميرسد . )

اين مورخ تصويري از شهر سلطانيه تهيه كرده است كه در ان ساختمانهاي بلند را بسيار واضح نشان ميدهد.

 

 

از طرف راست به چپ اين بنا ها وجود دارند:

مسجدي كه دو مناره ان دو طرف سردر ان واقع گرديده و بر همه شهر مسلط است. سپس يك مقبره استوانه اي كه بر فراز ان گنبدي بيضي شكل هويدا است , در كنار ان دروازه اي ملاحظه ميگردد كه بر روي برجي با گنبدي مخروطي شكل تعبيه شده است . نزديك اين دروازه مسجدي با گنبدي بسيار زيبا مشاهده ميشود. در وسط تصوير زيگوراتي عظيم ملاحظه ميگردد و در كنار ان برجي استوانه اي كه از ان بلندتر است از ابهت ارتفاعي ان كاسته است.بعد از يك رديف ويلا و ساختمانهاي ييلاقي مقبره سلطان محمد خدابنده با تمام ابهت خود نمودار ميگردد.

 

شاردن و تاورنيه دو سياح فوانسوي كه در اواسط قرن ۱۷ از اين شهر ديدن نموده اند ان را زيبا , اباد و مصفا ياد كرده اند.

سلطانيه اگرچه براثر از مركزت افتادن و دگرگونيهاي سياسي و لشكر كشيهاي متعدد ملوك و عوامل طبيعي مانند زمين لرزه و طوفانهاي شديد به سرعت رو به زوال و ويراني نهاد ليكن تا پايان دوران صفويه به صورت شهر كوچكي با نعمت فراوان و عمارات نيمه ويران اما با شكوه خود , جلوه اي داشته است.

 

سلطانيه در دوره قاجار:

در اوايل سلطنت سلسله قاجار انچه از اين شهر و بناهاي رفيع ان از دستبرد عوامل ويران كننده طبيعي و ديگر عوامل بر جاي ماند دچار هوسهاي شاهانه فتحعليشاه شد.

در زمان جنگ ايران و روس سلطانيه محل تجمع قواي ايران بود. فتحعليشاه كه براي ترتيب سپاه در ايام تابستاني مدتي را در انجا گذراند و طول اقامتش به اندازه اي بود كه دستور داد عمارتي از مصالح گنبد سلطانيه برروي تپه هاي سلطانيه براي وي ساخته شود.

فعلا اثاري از اين بنا جز پي ها و قسمتي از اشيا مكشوفه چيزي وجود ندارد.

به طور كلي ميتوان گفت كه سلطانيه بعد از دوره سلطنت سلطان محمد خدابنده , هرگز ان عظمت گذشته را نيافت. بنا ها ويران گشت . شهر باشكوهي كه روزي پايتخت بزرگترين امپراطوري دنيا بود به ويراني كشيده شد و امروز به صورت روستايي ديده ميشود.

 

گنبد عظيم سلطانيه:

 

گنبد عظيم سلطانيه در حال حاضر در بين خانه هاي خشتي سلطانيه همچون نگيني ميدرخشد. و گوشه اس از هنر و فرهنگ و معماي اين مرزو بوم را يه نمايش ميگزارد.

 

علت ايجادگنبد سلطانيه:

در مورد علل ايجاد گنبد سلطانيه در تواريخ اين چنين آمده است:

(… اولجايتو پس از طرح طهر سلطانيه تصميم گرفت كه به تقليد از اراگاه برادرش غازان خان آرامگاه رفيعي براي خود بسازد.به همين جهت براي برپايي اين آرامگاه از هرسو به سلطانيه امدند تا يكي از بناهاي بزرگ دوره مغول را بنا كنند.

بناي گنبد سلطانيه در سال ۷۰۲ بر اساس طرح ارامگاه غازان خان كه رد ان هم از بناي آرامگاه سلطان سنجر در مرو الهام گرفته شده بود ساخته شد. با اين تفاوت كه پلان ارامگاه سلطان سنجر مربع و پلان گنبد سلطانيه ۸ ضلعي است.)

 

     اگرچه تا حد زيادي معماري آرامگاه سلطان سنجر در بناي سلطانيه تاثير گذاشته بود ليكن جنبه هاي ابتكاري در بناي اخير يه حدي است كه آن را به صورت يكي از بناهاي شاهكار معماري ايران در اورده است كه بعدها به عنوان الگو و نمونه براي احداث تعداد زيادي از ابنيه اين دوره شد.

     معمار گنبد سلطانيه شخصي به نام سيد علي شاه بوده است. ظاهرا هنگامي كه اولجايتو امر به احداث ارامگاه خود كرد هنوز يكي از مذاهب اسلام را به عنوان دين و مذهب رسمي انتخاب نكرده بود ور تقريبا در سال ۷۰۹ يعني وقتي كه كار ساختماني گنبد سلطانيه بو به اتمام بود سفري به عراق نمود و تربت پاك امام حسين و حضرت علي در كربلا و نجف زيارت نمود. بنا به قولي بر اثر ترغيب و تشويق علما و روحانيون بزرگ شيعه كه در آن زمان در دستگاه مملكتي داراي نفوذ بودند اولجايتو مذهب رسمي را تشيع اعلام كرد و بعد از مدتي اعلام كرد كه آرامگاه خود را به ائمه اطهار اختصاص ميدهد . بدين منظور قصد انتقال اجساد مطهر آنان را به سلطانيه داشت تا بر رونق اقتصادي و اهميت اين شهر اضافه كند لذا دستور داد تا تزئينات داخلي بنا را كه تا آن روز انجام نگرفته بود طوري بپردازند كه در آن شعائر مذهب تشيع به خوبي مورد استفاده قرار گيرد. به همين جهت بود كه كلمه علي به صورت مكرر با كاشي در متن آجر نوشته شد.

     در همين اوان سلطنت محمد خدا بنده دستور ساختن آرامگاهي ساده براي خود در جنب گنبد اصلي را صادر كرد كه به گفته مورخين اين بناي آجري ظرف چند هفته به اتمام رسيد .اما انتقال اجساد مطهر ائمه اطهار به سلطانيه به خاطر انتقاد و مخالفت علماي شيعه با اين عمل و … انجام نگرفت.

بنابراين سلطان ايلخاني مصمم شد تا دوباره اين بنا را به اراگاه خود اختصاص دهد و به نظر ميرسد كه در همين ايام از مذهب تشيع به مذهب تسنن گرويد.

و شايد به همين منظور بود كه دستور داد تمام تزئينات معرق كاري را كه كلمه علي بر آن نقش بسته بود و تمام تزئينات آجري و گره سازي را با پوشش هاي گچ اندود كنند و روي ان پوشش را با كتيبه ها و اشكال مختلف گل و بوته دار بارنگ آبي بر زمينه سفيد گچبري كردند.( حدود سال ۷۱۳ ه_ق ).

اولجايتو در سال ۷۱۶ يعني تقريبا ۴ سال بعد از اتمام بنا در سن ۳۶ سالگي درگذشت و جسد او در تابوتي از زر ناب در آرامگاه ابدي او دفن شد.

 

 گنبد سلطانيه از ديد سياحان :

 

شهرت گنبد سلطانيه درادوار گوناگون به قدري عالم گير شده بود كه مورخين و سياحان خارجي زيادي مانند كلاويخو , پيترو دلاواله سياح معروف ايتاليايي , شاردن و… از جهانگردان معروف را به عشق ديدن اين بناي معظم به سلطانيه كشانيد. توصيفاتي كه سياحان از گنبد سلطانيه نموده اند نشان دهنده عظمت و زيبايي ساختمان قبل از ويراني بوده است.

به همين جهت براي اين كه از وضع بنا و تغييرات آن از ابتدا يعني هنگاميكه اولين سياح معروف از آن ديدن كرده تا امروز مطلع شويم از نظرات و مطالعات آنان سود ميجوييم .

پيتر دلاواله كه در ابتداي قرن ۱۷ از سلطانيه ديدن كرده در مورد بناي گنبد سلطانيه چنين مينويسد :

(… بزرگي مسجد متناسب و شكل ان ۸ گوش است بر بالاي ان گنبد متناسب و زيبايي قرار گرفته و در هر گوشه گنبد مناره اي است. به نحوي كه تعداد مناره ها به ۸ عدد ميرسد و همه آنها از اجر ساخته شده و داخل آن پلكاني است كه تا نوك گلدسته ادامه دارد . از اين مناره ها براي اذان گفتن استفاده ميكنند … داخل گنبد و تمام ديواره هاي داخلي مقبره مذهب كاري و به صورت بسيار ظريفي كاشيكاري شده يعني قطعات كوچك و ظريف كاشيهاي طلايي و رنگارنگ در داخل يكديگر كار شده اند و باخط خاص كه در مشرق زمين مرسوم است با قطعات ريز كاشي كه در داخل كاشيهاي ديگر كار كرده اند , بر آنها مطالبي نوشته اند.

اين طريقه تزيين بسيار جالب ولي كم دوام است. چنانكه از هم اكنون در معرض خرابي قرار گرفته است.

در بالاي مسجدكه معمولا مار ان را به تريبون كليسا اختصاص ميدهيم زايده اي پيشرفته و در آنجا هشت گوش داخل به هم خورده است و فضايي به وجود امده كه در وسط آن قبر سلطان قرار گرفته و پوشيده از پارچه هاي زربفت و ابريشمي است. در آهني مقبره از بالا به پايين طلا كاري و نقره كاري شده است. وزيبايي و ظرافتي كه در ان به كار رفته است بيش از قيمت اين فلزات اهميت دارد . )

 

آدام اولاريوس كه درست ۳۵۰ قبل بناي سلطانيه را ديده است تصوير دقيقتري ارائه ميدهد :

( … زيباترين عمارت يا ساختمان مسجد بود كه در ان سلطان محمد خدابنده مدفون است همه انها ظريف ساخته شده وداراي سردر بزرگ بود كه از درهاي كليساي سنت مارك مرتفع تر ميباشد. اما اين درها انجنان كه ديگران نوشته اند از سنگ معدن نيست بلكه از فولاد و اهن صيقلي ساخته شده است. طاق ان با سنگها لعابي سفيد و ابي كه در ان كتيبه اي زيبا نقش شده و همه گونه زينت گرديده ساخته شده است.اين طاق مرتفع ساخته شده ودر وسط مانند برجي گرد هم امده است.

در قسمت بالا ودر داخل ان نرده فلزي ديده ميشود اطراف خود مقبره سلطان محمد خدا بنده را نيز يك نرده فلزي گرفته است اين نرده فلزي از بهترين كارهاي فلزي شناخته ميشودچنكه به اندازه يك بازو ضخامت دارد و از فولاد خالص هندي با چنان هنرمندي استفاده شده است كه نميتوان هيج درز و شكافي را در داخل ان پيدا كرد.برجي كه بر روي اين ساختمان است ۸ گوش بوده و در بالا به وسيله راهرويي احاطه شده بود. بر روي ان برج ۸ برج كوچك مانند ستون تعبيه شده كه هر كدام داراي پلكان مارپيچي بوده است.)

 

ديولافوا كه در سال ۱۸۸۱ ميلادي جهت بازديد از ابنيه قديمي و تعيين ارتباط سبك معماري دوره هاي پيش از اسلام با دوره هاي اسلامي به ايران مسافرت نمود اين بنا را اينچنين توصيف ميكند:

(… چندين بار وسعت و ارتفاع بنا را اندازه گرفتيم منتها اليه گنبد از سنگ فرش كف ان ۵۱ متر ارتفاع دارد د عرض ان از هر طرف ۵/۲۵ متر ميرسد.اين بنا از اجرهاي مربع ساخته شده اجرهاي داخلي رنگ كرمي دارند .سكنه عقيده دارند كه سفيدي و ظرافت اين اجرها به اين علت است كه خاك را با شير غزالان خمير كرده اند.

هزاره هاي محرابها و سطح ستونها از كاشيهاي موزائيك ستاره مانند محكوك پوشيده شده و از مينايي به رنگ ابي اسماني ترصيع يافته و در روي زمينه اي از اجرهاي سفيد برجستگي و درخشندگي خاصي دارند. پوشش خارج گنبد از كاشيهاي مينايي سفيد و ابي تند تزئين شده اند .نقشه هاي قشنگ سقف گالريهاي فوقاني بنا با مهارت مخصوص از الوان خاكستري تا قرمز عنابي رنگ اميزي شده اند. اتصال دقيق كاشيهاي براق و دلرباي گيلويي اي مرصع و ريزه كاري سقف به گونه اي هستند كه نميتوان ان را تشريح و تجسم كرد… )

 

محمد حسن خان صنيع الدوله كه در زمان ناصرالدين شاه از سلطانيه ديدن كرده گنبد سلطانيه را آرامگاه سلطان ايلخاني نميداند و مينويسد :

(… اين كه معروف است بنيان اين جامع به جهت مدفن شاه خدابنده نهاده شده اشتباه محض است بلكه از اول اين بنا براي مسجد جامع بوده و در حوالي ان گنبدي جدا به جهت مدفن شاه خدابنده ساخته شد كه حال نيز باقي و بر پا است و عوام آن را چهار سو ميگويند… )

ضمنا صنيع الدوله شرحي كوتاه نيز از سفرنامه اولياريوس در كتاب خود آورده است:

( … با وجود اين كه گنبد سلطانيه در سالهاي اخير به صورت مخروبه اي در امده و اعضاي بيشماري از اين ساختمان امروز ويران شده و با وجودي كه زلزله شديد در سال ۱۸۸۱ ميلادي بنيان واسكلت ان را لرزانده معهذا امروزه مانند كوه استوار و براي تمام باستانشناسان و معماران ميتواند اثر جالب توحهي باشد.

بناي سلطانيه بر روي يك طرح ۸ ضلعي ساخته شده و ان چيزي كه باعث پيچيدگي اين مسئله گرديده الحاقاتي است كه بعد از ان به اين بنا اضافه شده است. از جمله بخش مثلثي ساختماني در زواياي شمالي بنا كه نماي شمالي را درازتر ميكند . همچنين پلكانهاي زوائد جنوب غربي و اتاق مقبره ( تربت خانه ) در سمت جنوب.)

   در باره ۸ ضلعي بودن بناي گنبد سلطانيه تا به حال نظريات متعددي ارائه شده است . عده اي انتخاب چند وجهي بودن بنا را به دليل استحكام و ايستايي بنا دانسته اند , برخي ديگر كوشيده اند از ان نشانه اي مذهبي مانند اعداد ۷ و ۱۲ به دست دهند. اما انچه مسلم است ۸ عدد مقدسي نيست و نميتوان دلائل خاص مذهبي براي ان قائل شد. صرفا انتخاب اين طرح از روي محاسبات تجربه شده معماري و به خاطر مركزيت و ايستايي و احتمالا ايجاد ساعت افتابي در نظر گرفته شده است.

   پلان داخلي بنا نيز ۸ ضلعي منتظم است كه هر ضلع ان ۳۰/۱۰ متر ميباشد . قطر داخلي بنا تقريبا ۵/۲۶ متر و فاصله بين دو وجه خارجي ان ۵/۳۹ متر ميباشد.فاصله بين دو ديوار داخلي و خارجي يا به عبارت ديگر ضخامت بنا حدود ۴۰/۷ متر است. بر هر وجه داخلي يك ايوان قرار گرفته و بين هر دو ايوان جرزي واقع شده است .بدين طريق بنا از ۸ جرز قطور تشكيل شده كه از كف تا ارتفاع زير گنبد امتداد دارد و در انجا به وسيله قوسهاي ايوانها به هم متصل ميگردد. با در نظر گرفتن ابعاد زياد اين جرزها كه تقريبا ۵۰ متر مربع سطح هريك از آنها است چنين تصور ميشود كه شايد دورادور جرز اجري و وسط ان را با بلوكهاي سنگي و اهكي پر كرده باشند. كاروتاژ   ثابت كرده كه ديوارها كلا از اجر يك پارچه ساخته شده است بر روي پيهاي جرزها رگه هايي از سنگ صاف قرار دارد . سنگ مزبور در خارج بنا شامل دو رديف است و لي در داخل ايوانها يك رديف بيشتر نيست. جنس سنگ ماسه اي و سبز رنگ بوده و ارتفاع هر رديف ۴۵ سانتيمتر است.

 

پلكانها :

     در بين جرزهاي ۸ گانه پلكانهاي مارپيچي وجود دارد كه طبقه زيرين را به طبقات دوم و غرفه هاي نماي خارجي و مناره هاي ۸ گانه متصل ميكند . لازم به تذكر است كه اين پلكانها همه از پايين شروع نميشود بلكه فقط دو پلكان زواياي شمالي و پلكان جنوب غربي است كه تا انتهاي طبقه سوم و مناره ها ادامه ميابد. ورودي دو پلكان ديگر در نماي خارجي واقع شده است .

پلكانهاي زواياي شمالي به طبقه دوم راه ميابد و پلكان سومي بدون اتصال به طبقه دوم به سوي بالا ادامه پيدا ميكند . پلكانهاي ۸ گانه از طبقه سوم ( غرفه هاي خارجي ) ظاهر شده و تا امتداد مناره هاي ۸ گانه صعود مينمايد.

 

ايوانها :

   همانطور كه در فوق اشاره شد بر اضلاع ۸ گانه پلان داخلي ۸ ايوان مرتفع و وسيع به ارتفاع ۸/۱۸ و به عرض ۷/۷ متر واقع شده اند .

   اين ايوانها يكنواختي حاصل از وجود جرزهاي قطور را از بين برده و باعث شده كه بنا زمخت جلوه ننمايد . اين ايوانها در عمق ۶/۲ و ارتفاع ۹ متري به دو طبقه تقسيم شده است . در طبقه اول يا همكف وروديهاي اصلي و وروديهاي كوچك فرعي به محوطه هاي عبادتي قرار دارند . ايوان جنوبي متصل به محوطه اي به نام تربت خانه است ايوانهاي شرقي و غربي در انتها داراي درهاي بزرگ ميباشد . درحالي كه در انتهاي طبقه اول ايوانهاي فرعي يك در كوچك وجود دارد . سقف طبقه اول داراي قنديل بندي و مقرنس كاري بسيار جالب و زيبا ميباشد. طبقه دوم اين بخش به وسيله راهروي پوشيده اي با هم در ارتباط هستند به طوري كه ميتوان در اين طبقه تمامي بنا را دور زد در غرفه هاي طبقه دوم انواع تزئينات و مقرنسكاريهاي ارزنده اي ديده ميشود كه نشانگر ذوق و سليقه هنرمندان دوره ايلخانيان ميباشد.

   در جلو ايوانچه هاي مشرف به فضاي داخلي , نرده هاي مشبك چوبي شامل گره سازيهاي استادانه كار گزارده شده است در اين طبقه پنجره هايي تعبيه شده است كه قسمتي از نور داخل بنا را تامين ميكند.

   جرزهاي ۸ گانه پلان داخلي در ارتفاع تقريبا ۱۹ متري به كمك قوسهاي ايوانها به هم متصل شده و يك طرح ۸ ضلعي را به وجود مياورند . در پشت بغلهاي طرفين ايوانهاي ۸ گانه سفال ابي روشن و تيره به كار رفته و دور طاق با كاشي ابي تزئين گرديده است. اين طرح توسط سه رديف مقرنس كاري ساده و كاربندي به دايره تبديل شده و طوقه اي را به وجود اورده كه باربر ميباشد يعني گنبد بر روي اين طوقه قرار ميگيرد .

 

مقطع طولي از روي تربت خانه

 

 

نورگيرها :

بالاي كاربندي هاي ياد شده و برفراز چهار ايوان اصلي چهار پنجره بزرگ قرار دارد كه نه تنها روشنايي داخل بنا را تامين ميكند بلكه وسيله اي براي تشخيص زمان نيز بوده است . بدين صورت كه اگر نور از سوراخ اصلي به نوك گنبد بتابد هنگام اذان ظهر است و نوري كه از پنجره هاي بزرگ به داخل بتابد حدود ساعت را مشخص ميساخته و تابش نور از پنجره هاي كوچك مبين حدود دقيقه بوده است. گويند در شب نيز با كمك بعضي از ستاره هايي كه از اين پنجره ها ديده ميشوند وقت و زمان مشخص ميگشته است.

 

تزئينات داخل بنا :

شكي نيست كه هيچ چيز به اندازه تزئينات نميتواند رسالت تفكر و ذوق هنرمند را به نمايش گزارد . زيرا اگر فرم بنا براي باستان شناسان و معماران و طراحان جالب باشد ولي براي عامه مردم قابل درك نيست همين تزئينات است كه در نگاه اول بيننده را به خود جلب مينمايد هرچند اسكلت بناي سلطانيه خود شاهكاري است كه عامه مردم را نيز به اعجاب و تحسين وا ميدارد اين تزئينات شامل گچبريها , مقرنس كاريها , كاشي كاريها , كتيبه ها و خطوط تزئينات اجري متنوع نيز بيانگر توانايي و سليقه خاص هنرمند است رنگهايي كه در تزئينات سلطانيه به كار رفته است از حيث فراواني و غلظت تا ان وقت بيسابقه بوده در رنگ اميزيهاي ديگر سايه ونقطه چين و نقوش ريز و ظريف به كار نرفته و به جاي ان تركيبهاي محكم توده هاي رنگي ديده ميشود . چه در تزئين و چه در پيكره معماري ساختمان خشونت و شدت جاي ظرافت را گرفته است .

به طور كلي تزئينات سلطانيه شامل دو دوره است :

 

دوره اول : مجموعه تزئينات دوره نخستين كه بيشتر شامل كاشيكاري و معقلي ها است , مربوط به طرح تبديل بنا به مزار مطهر امام اول و سوم شيعيان بوده كه اين تزئينات محتوي طر حهاي هندسي , خطوط كوفي با كاشيهاي فيروزه اي و طلايي و لاجوردي بوده است.

دوره دوم : تزئينات دوره دوم مربوط به هنگامي است كه نقشه انتقال مزار مطهر دو امام به هم خورد. و به دستور سلطان ايلخاني تزئينات قبلي كه بيشتر كلمه علي بر ان نقش بسته بود , با پوششي از گچ , شامل گتيبه ها و طرح هاي زيباي ديگر حذف گرديد.

 

 

   در مورد تزئينات داخلي و كتيبه هاي بنا در سالهاي اخير بسياري از محققين مطالعاتي كرده اند و نظرات گوناگوني ابراز نموده اند. اندره گدار تزئينات دوره دوم را مربوط به زمان صفويه ميداند و مينويسد :

( … با مشاهده انچه از ان باقي مانده چنين استنباط ميشود كه تمام سطح بدنه تالار و گنبد كاشي كاري بوده و نوارهاي متعددي از كتيبه ها , حاشيه هاي در هم پيچيده گلها و ستاره هايي از كاشيهاي منقوش تمام سطح داخلي را ميپوشانده است . متاسفانه اين بناي با شكوه و زيبا در زمان صفويه و احتمالا سلطنت شاه اسماعيل و شاه طهماسب اول دستكاري و مرمت شده و داخل بنا را با گچ سفيد كرده و تمام ايات قران را برديوارها حكاكي و نقاشي كرده اند . اين پوشش تاسف اور امروز به صورت وصله هاي كثيف و محقر در امده است كه از خلال شكافهاي ان بعضي از قطعات تزئينات قديمي و كتيبه هايي را كه ممكن است بسياري از نقاط تاريك تاريخ ساختمان و باني ان و هنر ايران را در دوره مغول روشن نمايد ميتوان به دست اورد.)

   پرفسور سن پائولزي كه تحقيقات و مطالعات فراواني در مورد تزئينات بناي سلطانيه انجام داده به كتيبه اي كه داراي تاريخ ۷۲۰ هجري است اشاره كرد و ادعاي گدار را مبني بر اين كه گچبريها مربوط به زمان صفويه است , عاري از واقعيت ميداند.

   ازاره هاي اتاق اصلي به بلندي ۴ متر ميباشد كه مركب از كاشي شش گوش لعابي و طرح هاي ستاره اي شش پر است . در بالاي ازاره ايوانهاي داخلي , طرح هاي ممتد و مقطع گياهي كه به صورت شاخه و برگ ديده ميشود.

اغلب سطوح ديوار با اجر زرد رنگ به طور معمولي چيده شده و در ان با تزوئيات معقلي مركب از طرحهاي مورب پوشيده شده است . در اين طرحها كه به خط بنايي با تركيب كاشي ابي و اجر است كلمات الله , محمد و علي نوشته شده است. درضمن در يك سري تقسيم بندي هاي هندسي با ايجاد فرمهاي متنوع بعضي از شعارهاي اسلامي مانند لا اله الا الله و سبحان الله و … به خط بنايي نوشته شده است. در همين زمينه هم از كلمه علي تركيبهاي پيچيده هندسي عرضه شده است.

 


در اين طرحها از كاشيهاي فيروزه اي به اندازه ۵ در ۵ سانتيمتر و اجر ۵ در ۱۵ سانتيمتر استفاده شده است.

اين نوع تزئين در چهار دهنه بر محور هاي فرعي اتاق از كف تا ارتفاع ۷ متر بالاي ان به كار برده شده است. در دهانه هاي اصلي تزئينات مفصلتر است و شامل طرح هاي هندسي و از اجر تراش و باريكه هاي سفالي لعابي ابي و ابي تيره و سفال بدون لعاب كه به اشكال مخصوص تراشيده ميباشد در وسط بعضي از طرح هاي هندسي از قبيل ستاره ۶ پر يا ۸ پر كه از ادغام دو مثلث يا دو مربع ايجاد ميشود يك فرم متمركز به صورت يك يا دو مربع ايجاد ميشود يك فرم متمركز به صورت يك يا چند ضلعي منظم كه در بعضي مواقع يك دايره ميشود ايجاد شده است .

 

 

حاشيه ايوانها مركب از باريكه هاي لعابي ابي و سياه و بدون لعاب است كه به صور گوناگون خود نمايي ميكند يا به صورت لوزي و يا ستاره هاي ۶ پر تو در تو و يا به صورت سفالهاي لعابدار ابي فيروزه اي لعابدار با لوزي هاي لاجوردي.

در دو طرف ايوانها و بر نماي پشت هر دهنه باريكه هايي از كاشي به رنگ ابي روشن و تيره قرار دارد . دهنه هاي فرعي داراي طاقهاي مقرنس كاري شده هستند ۴ ديوار فرعي با تكه هاي كاشي ابي و اجر قهوه اي روشن مزين گرديده است.بر لچكيهاي ۸ ايوان اصلي سفال ابي ورشن و تيره به كار رفته و دور طاق با كاشي فيروزه اي و سفال بدون لعاب تراشيده تزئين گرديده است .

 

كتيبه ها :

   همانطور كه در فوق اشاره شد سلطان محمد خدابنده دستور داد كه تمام ايات قران را در روي چند رديف كتيبه در داخل بناي اصلي تهيه و تعبيه نمايند. ليكن در زمان حكومت ميران شاه قسمت اعظم اين كتيبه ها به وسيله وي از بين رفت فعلا بر بالا و اطراف قوس ايوانها و دور تا دور اتاق كتيبه اي به خط كوفي وجود دارد .عبارات به رنگ سفيد در متن لاجورد ي ميباشد . جرئيات اين كتيبه ها روشن نيست . قطعا بعضي از انها ايات قراني است. سن پائولزي در هنگام مطالعه خود به تاريخ ۷۲۰ هجري در كتيبه بالاي ايوان برخورد نموده و معتقد است كه كتيبه تقريبا همزمان با احداث گنبد ساخته شده است .

 

 

 مقرنس ها :

   همچنين در مقرنسكاريهاي بالكن هاي فوقاني ايوان تزئينات بسيار جالب و زيبايي وجود دارد كه به گفته سن پائولزي تزئينات فوق قبلا روي زمين به صورت پيش ساخته تهيه ميشده يعني روي يك پارچه كتاني ملاتي از گچ ميكشيدندوبعدانرا بانقشهاي دلخواه مزين كرده و با رنگ بنفش تيره رنگ اميزي كرده وسپس به محل مورد نظر برده به وسيله ميخهايي به جدار گنبد متصل ميكرده اند .

 

نماي خارجي:

 

   ديوارهاي خارجي بنا در سمت شمال وشرق و غرب داراي تزيينات ونماسازي است واين بنا لااقل از يك سمت يعني ضلع شرقي بر ابنيه ديگر متصل ميشده است. وجود علايم جلو خاني كه در اين سمت قرار گرفته اين موضوع را تاييد مي كند در ارتفاع زير مقرنسها در نماي خارجي و در ۸جبهه خارج بنا ايواني سرتاسري اطراف بنا را احاطه كرده است بوسيله در گاههايي درزوايا ۸ وجهي قرار دارند بهم متصل ميشوند. در هر ضلع ايوانها بوسيله سه طاق چشم انداز دارد كه طاق مياني ازدو طاق طرفين بزرگتر وهر سه طاق داراي قوس جناغي ميباشد.

   درگذشته هر يك از ايوانهاي ۸ گانه رابه سه اطاق تبديل نموده و از براي محل سكونت طلاب استفاده مي كردند . درتعميرات اساسي گنبد سلطانيه اين ديوارهاي الحاقي كه سبب سنگين شدن اسكلت بنا شده بودبرداشته و انرا به صورت اوليه در اوردند . بر ديوارهاي داخلي ايوانها تزييناتي بااجر كاري كاذب به چشم مي خورد كه عبارتست از يك قشر گچبري بر روي سطوح اجر كاري.

چنين قشري بر روي سطوحي انجام ميگيرد كه هيچ گونه دقتي در نازك كاري ويا ظرافتي درنحوه اجر چيني ان ملحوظ نگرديده است .درنتيجه پس از ختم ساختمان بنا به طور ساده وخشن به وسيله يك قشر گچبري ان را نازك كاري وتزيين ميكردند.

   سرتا سر سقف ايوانها باگچبريهايي بي نظير پوشيده شده است .اين گچبري شامل نقوش مختلف رنگ اميزي جالب مي باشد . دراضلاع ۸ گانه داراي طرحهاي متنوع و بسيار جالب است .


گدار اين تزيينات را به دوره صفوي نسبت داده ولي سن پايولزي با اين عقيده موافق نيست و معتقد است كه اين نحوه تزئين با كاشيهاي اطاف قوسها ونيز با علائم گچبري شده بين فواصل اجر ها اين هماهنگي و اميختگي با سبكي كاملا خاص قابل درك است و بنا بر اين بايد انها را به دوره مغول نسبت داد نه به صفويه.

   درجلو ايوانهاي فوق الذكر نرده هاي زيبايي از سنگ تعبيه شده كه با نقوش متفاوت به صورت مشبك تزئين گرديده است. در هريك از ديوارهاي داخلي ايوان در مقابل دهانه طاق بزرگ دريچه اي به داخل بنا باز ميشود. اين دريچه ها به انضمام دريچه اي كه در ساقه گنبد قرار گرفته و سوراخي كه در راس ان تعبيه شده نه تنها روشنايي داخل را تامين ميكرده است بلكه ميتوان استنباط كرد كه بر اثر تابش نور خورشيد از اين روزنه ها به درون بنا و انعكاس انها بر بدنه و كف ساختمان مانند شاخص براي تعيين اوقات مختلف روز استفاده ميكرده اند.به طور كلي تعبيه اين نوع ايوانها كه در قسمت فوقاني بنا و در زير گنبد قرار گرفته بعد ها در بنا هاي مهم ديگر مانند بقعه خواجه ربيع و بناي قدمگاه در خراسان و تاج محل در هندوستان مورد تقليد واقع شد. در اضلاع هشت گانه ورودي پلكانهاي مارپيچ منار و بام قرار گرفته است.

   در پشت بغل هاي طاقهاي سه گانه نماي خارجي كاشيكاري فيروزه اي بسيار جالبي به چشم ميخورد . در پيشاني انتهاي بنا به وسيله كاشيكاري بسيار عظيم و زيبايي به رنگ ابي سير خاتمه مي يابد.كاشيكاري مزبور كه به رنگ ابي و سفيد است . از قسمتهاي جلو امده و معلق تشكيل شده كه داراي يك سري مقرنس كاري كوچك بوده كه به طور معلق به لبه انتهايي اويزان ميباشد.

 

 

گنبد :

   بر فراز بناي سلطانيه و بر روي گردني مرتفع گنبد عظيم و كشيده سبوئي شكل با اهميت خاصي بر افراشته شده است .

   قطر گنبد ۲۶ متر و ارتفاع ان تا كف ۵۲ متر ميباشد. پايه داخلي گنبد بر روي پلان دايره اي شكل كه از پيش امدگي تدريجي طرح هشت گوش بالاي اتاق به وجود امده قرار دارد و ضخامت ان ۱ متر ميباشد. علاوه بر تركيب خاص و جالب توجه اسكلت بنا و طرح و فرم كم نظيري كه اين بنا دارد يك مساله بيش از هر چيزي توجه معماران و باستان شناسان و مهندسين را به خود جلب نموده و ان سيستم دو جداره يا دو گوشه بودن ان است كه در دنيا بي نظير است.


گنبد داراي مقطعي تخم مرغي شكل است كه در طرح و ساخت ان ابداعاتي به كار رفته است كه به نوبه خود حائز اهميت فراوان است . : از جمله بار وارده از سقف و گنبد در اين بنا بر روي تكيه گاههاي محدودي وارد ميشود . ضمنا خود گنبد بدون هيچ گونه پشت بند يا نشانه يا وسيله تقويت كناري ديگري ساخته شده و ضخامت ان نيز از قاعده به طرف تارك تغيير ميكند . اين تغيير ضخامت كه از لحاظ فني و مهندسي براي افزايش استقامت و نيز سبكي گنبد ضروري است نمايش دهنده درك حس سازندگان ان از اصول استاتيك پوسته ها و رفتار مكانيكي انها بوده است.

     پوشش خارجي فقط به وسيله پره و دندانه هايي به پوشش اصلي و داخل گنبد متصل شده است و بدين طريق حفره اي ميان دو جدار به وجود امده است . تغيير ضخامت و كم شدن ان از پايين به بالاي گنبد الزاما از لحاظ ساختماني فرم پله پله اي را در سطح خارجي ان به وجود اورده است. مع هذا براي اين كه معمار منظره زشت ان را نشان ندهد با يك قشر اجر چيني ساده كه فقط سنگيني بار كاشيكاري را تحمل ميكرده است بر روي اين پله ها ساخته و ان را صاف نموده است. بدين طريق دو پوسته جدا گانه بوجود اورده و گنبد سلطانيه را در رديف گنبد هاي دو پوسته قرار داده است و با اين فرق كه سطح خارجي دو پوسته اصلي درگنبد سلطانيه با هم موازي هستند و اين تنها بنايي در اسيا است كه داراي گنبد هاي چنين فرمي ميباشد ناگفته نماند فاصله بين دو جدار ۶۰ سانتيمتر است و ضخامت گنبد ۴/۱ ميباشد.

در مورد دو پوشه بودن گنبد سلطانيه تا كنون نظريات گوناگوني ابراز شده و اختلاف نظرهاي بسياري وجود داشته است.

پروفسور پيرو سن پائولزي در جلد اول گزارشات خود در باره اين گنبد مينويسد :

( … نسبت به چگونگي و فرم گنبد كه به طور يقين و اشتباه نا پذير دو جداره بوده است تاكنون گفتگوي بسيار شده است و در مقابل كساني كه معتقد به دو جداره بودن گنبد هستند برخي ديگر برعكس ان را يك پارچه قلمداد مينمايند . از گروه اول ميتوان پوپ و گدار را نام برد . دو نفر اخير معتقد بودند كه اسكلت بناي گنبد ضمن دارا بودن اتصالات اجر كاري فوق الذكر و پشت بند به وسيله يك سري تيرهاي چوبي كه وظيفه ارماتور و كش را ايفا ميكرده اند به هم متصل بوده . با تحقيقاتي كه به وسيله ما به عمل امده فرضيه ديولافوا مبتني بر اين كه : گنبد مذكور داراي ساختماني با سيستم دو جداره بوده ثابت ميگردد .)

 

سن پائولزي در پايان چنين نظر ميدهد :

(… بايد خاطر نشان ساخت كه گنبد سلطانيه بزرگترين گنبدي است كه در تمام خاك ايران به جا مانده است. اين گنبد فقط كمي از ابعاد گنبد بزرگ مسجد اياصوفيه در استانبول كوچكتر است و تا قبل از ساختمان گنبد معروف برونلسكي بر روي كليساي سانتاماريا در شهر فلورانس گنبد هاي پانتئون و سپس اياصوفيه و پس از اين دو گنبد سلطانيه بزرگترين و عظيم ترين گنبد هاي جهان بوده اند و بنا براين از بنا هاي برجسته و با اهميت بوده كه در ان زمان بنا گرديده است.)

 

 

يكي از خصوصيات اصلي و منحصر به فرد در گنبد سلطانيه دو جداره بودن ان است كه از دو قشر موازي و مجزا كه صرفا با پشت بندهاي ا جري بين خود به هم مربوط بوده وهمچنين فرم واحدي را شامل ميشوند تشكيل شده است و اين تنها نمونه در مورد گنبدهايي با وضع ساختماني فوق الذكر محسوب ميشود و نميتوان نمونه اي با وضع ساختماني فوق الذكر در دنيا يافت كه متعلق به قبل از بناي مزبور باشد. و از اين رو گنبد فوق اهميت شاياني را در تاريخ معماري دنيا دارا است . به طوري كه مدتها بعد از ساختمان گنبد سلطانيه چه در غرب و چه در شرق رفته رفته اثاري با خصوصيات تكنيكي فوق به وجود ميايد. از جمله مهمترين اثاري كه به تقليد از گنبد سلطانيه احداث شده گنبد كليساي سانتاماريا دلفيوره ميباشد كه بيش از صد سال بعد از ان ساخته شده است .

 

تمامي سطح گنبد مستور از كاشي فيروزه اي رنگ بوده و قسمت تحتاني يعني گردن گنبد با خطوط كوفي مربع كه حاوي عبارتهاي الله و محمد و … است و تزئينات ان نمادي از اجر كاري با استعمال كاشي فيروزه اي كه تماس رنگ روشن فيروزه اي را با ابي پر رنگ گيلويي بزرگ مقرنس ارزش خاصي از لحاظ تاريك و روشن بودن در بر دازد .

 

 

اثار اين كاشيكاري تا زمان ناصرالدين شاه يعني تقريبا يك قرن پيش باقي مانده بود ليكن از اين زمان به بعد مورد غارت و تاراج بلهوسان قرار گرفت در طول يك قرن از گنبد نيلگون بناي سلطانيه جز انبوهي اجز چيزي نماند.

 

مناره ها :

   وجود ۸ منار در هشت زاويه بنا كه گنبد را در ميان گرفته اند ابهت ديگري به ارامگاه داده است. منارها عموما باريك و به قطر تقريبي يك متر و به ارتفاع ۵/۳ متر بوده كه قسمت اعظم ان به مرور زمان منهدم گشته است.

داخل بنا پلكانهاي مارپيچي به عرض ۷۰ سانتيمتر قرار دارد كه به حول محوري به قطر ۲۰ سانتيمتر ميپيچد و تا انتهاي بنا ادامه پيدا ميكند.

   بدنه منارها با تركيبي از اجر و كاشي به شيوه معقلي با عبارات الله , محمد و علي تزئين شده است . از ۸ منار براي پخش اذان به طور يكنواخت در تمام شهر به وسيله چند موذن استفاده ميشده است ضمنا طبق نظر باستانشناسان ابن مناره ها فشار گنبد بر پايه ها با نيز عمودا خنثي ميكرده است.

 

تربت خانه :

تربت خانه در همان سالهايي كه سلطان محمد خدا بنده تصميم گرفت كه ارامگاه خود را به ائمه اطهار اختصاص دهد ساخته شد .

غرض از ساختن اين قسمت اين بود كه ارامگاه خود را در جوار حرم مطهر قرار دهد . تربت خانه كه از سه محوطه تو در تو تشكيل شده در جبهه جنوبي بناي گنبد سلطانيه قرار دارد بطوريكه يكي از اضلاع ۸ گانه خارجي بنا را اشغال نموده است .

محوطه وسط تربت خانه به شكل مربع به اضلاع ۸/۷ متر است كه در دو جبهه شمالي وجنوبي ان دو درگاه واقع شده است . جبهه شمالي به محوطه زير گنبد راه دارد . در دو جبهه شرقي و غربي نيز دو محوطه به اضلاع ۵۷/۵ در ۵۸/۴ واقع شده اند .مجموعه اين سه محوطه يك اتاق بزرگ سرتاسري را تشكيل ميدهد . در قسمت جنوب بخش وسطي ديوار داراي فرورفتگي ۸ ضلعي است كه محراب در دوره هاي بعد ساخته شده باشد . مطلبي كه اين ادعا راثابت ميكند وجود پنجرهايي است در جبهه جنوبي ۸ ضلعي . اين پنجره ها نيمي در داخل گنبد محراب غرق گرديده و اين نشان انست كه در مرحله اول تربت خانه با پنجره هاي باريك و بلند ازاد بوده ولي در مرحله بعدي ذيوار و گنبد محراب روي قسمتي از ان راپوشانده است .

اين محراب داراي گچبريهاي زيبا بوده و در اطراف ان اياتي از قران با خطوط بر جسته نوشته شده است .

     در سال ۱۳۲۸ شمسي ضمن خاكبرداري از تربت خانه در بالاي ازاره دور تا دور اين بنا كه محل اجساد پادشاهان و بزرگان مغول بود يك رشته كاشيهاي طلايي ۸ گوش با نقوش   هندسي كه متن ان با رنگهاي ابي اسماني وفيروزهاي و سبز بسيار عالي وزيبا تزئين شده بود كشف گرديد . اين كاشيها كه از لحاظ هنر كاشي كاري منحصر به فرد و نمونه ان در هيچ يك از بناهاي تاريخي به دست نيامده است امروزه در موزه ايران باستان حفاظت ميشود. سقف تربت خانه داراي گنبدي كم خيز بوده كه بعد ها فرو ريخته و سپس تعمير شده است . در اين قسمت سردابي وجود دارد كه به احتمال قوي ارامگاه سلطان محمد خدابنده است. بعضي محل ارامگاه را در زير گنبد نوشته اند و عده ديگري معتقد هستند كه مقبره در نزديكي و متصل به مسجد است. بين تربت خانه و محوطه زير گنبد پنجره بزرگي از مس مطلا قرار داشت كه به مرور زمان از بين رفته و يا به غارت برده شده است.

محمد حسن خان صنيع الدوله از قول اوليا رئوس در باره اين پنجره عظيم مينويسد :

( … طوري الات اين پنجره را به هم وصل كرده بودند كه يكپارچه به نظر ميامد. و مدت هفت سال صنعتگران متعدد روي ان سردر و پنجره كار كرده بودند. )

 

تاثير معماري گنبد سلطانيه بر گنبد سانتا ماريا دلفيوره :

     در بررسي معماري گنبد سلطانيه اين نكته ضروري است كه اين بنا در دوره هاي بعد الگويي براي معماران ايراني گرديد. تاثير اين گنبد را نه تنها در معماري بعضي از بنا هاي تاريخي ايران ميتوان مشاهده نمود بلكه حتي برخي باستان شناسان نيز بر اين عقيده هستندكه طرح گنبد سلطانيه و معماري ان پا از مرزها فراتر نهاده و بر بنايي چون گنبد سانتا ماريا دلفيوره در شهر فلورانس نيز تاثير گزارده است.

     نظريه پروفسور سن پائولزي در اين مورد چنين است :

( … و با اين كه ما از تركيب ساختماني گنبد كليساي سانتا ماريا دلفيوره بي اطلاع هستيم مع ذالك مطمئن هستيم كه گنبدي را كه بيش از ۱۰۰ سال بعد يعني سال ۱۴۱۸ و ۱۴۱۹ توسط برونلسكي و گيبرتي بر روي كليسا زده شده است از فرم و نحوه ساختماني گنبد سلطانيه متاثر گرديده است. چون گنبد سلطانيه تنها نمونه گنبد دو جداره موازي است كه اين جانب در تمامي اسيا ميشناسم . بنا براين اثر ان بر روي تنها گنبد اروپايي از اين نوع يعني گنبد برونلسكي انكار ناپذير است. )

   سن پائولزي در بخش ديگري از نوشته هاي خود وجه تشابهات دو بنا را ياد اوري ميكند.

 

حفاري اطراف گنبد سلطانيه :

در حفاري كه در سالهاي ۱۳۵۳ و ۱۳۵۴ در اطراف گنبد سلطانيه صورت گرفت درتنيجه تعدادي ديوار سنگي و اجري با ملات گچ به دست امد مركب از چندين اتاق و يك حياط با ديوار هاي سنگي كه از سنگ سبز رنگ تشكيل يافته است . همچنسن دو ديوار متصل به بنا كشف گرديده كه احتمال ميرود پايه اصلي مسجدي باشد كه همزمان با گنبد سلطانيه ساخته شده بود.

در يكي از اتاقهاي مكشوفه مقادير زيادي كاشي كشف گرديد كه تعدادي از انها بر ديوار چسبانده شده بود و اين نشانگر اين امر است كه ديوارهاي اين اطاق پوشيده از كاشي بوده است.

 

 

همچنين در قسمت جنوب تربت خانه در فاصله ۳۰ متري ان و ۴۵ متري ديوار اصلي گنبد ضمن كاوش ديوار عظيم سنگي كشف گرديد كه با سنگهاي سبز رنگ حجاري شده , ساخته شده است. تعدادي كاشيهاي ستاره اي شكل بدست امده كه يكي از انها به رنگ فيروزه اي و با نقوش زرين و بقيه انها قهوه اي رنگ هستند كه نقوش انسان , حيوان , پرنده و گياه به طور ناقص روي ان نقش بسته است و ضمنا چند عدد ظرف سفالي مربوط به دوره ايلخانيان و صفويه و قاجاريه به طور شكسته و ناقص به دست امده و همچنين قطعات گچبري در قسمتهاي مختلف كشف گرديده است.

 

بنا هاي مهم ديگر ساخته شده در سلطانيه :

 

مقبره چلبي اوغلو

     سلطان محمد خدا بنده درزمان پادشاهيش در شهر سلطانيه فرمان داد تاهريك از بزرگان و رجال برجسته محلهاي به نام خود كه داراي مسجد , خانقاه , دارالتربيه ودارالشفا (بيمارستان) و دارالضيافه (مهمانسرا) باشد ساخته شود . اين كار به سرعت صورت عمل به خود گرفت و محلهاي ابرومند و زيبائي كه داراي همه گونه وسايل رفاهي بود فراهم شده ,منجمله چلبي اغلو كه يكي ازوزرا مغولي شاه بود محلهاي در نزديكي ارامگاه سلطان محمد خدابنده در نظر گرفت منجمله مقبره اي براي خود ساخت .

امروزه باقيمانده مقبره چلبي اغلو وعمارت مخروبه خانقاه در مغرب سلطانيه ودر امتداد جاده اصلي خود نمائي ميكند .

     مقبره مزبور كه در قرن ۸ ساخته شده است شامل بناي ۸ ضلعي با يك گنبد يك پوش مي باشد كه هيچ راابطهاي با خانقاه كه در چند متري ان است ندارد.مقبره چلبي اغلو بناي ۸ گوش زيبائي به اضلاع ۵/۴ متر ميبا شد كه در نهايت سادگي واستحكام ساخته شده است .

   ارتفاع مقبره چلبي اوغلو ۱۶ متر و ارتفاع گنبد ۶ متر است كه پايه هاي ان ان از سه رديف سنگ سبز تراش تشكيل يافته و بقيه بنا با اجرهاي ظريف و با دقت وذوق فراوان ساخته شده است.


دورنماي كلي مقبره چلپي اوغلو

 

تزئينات نماي خارجي عبارت است از طاقنماهاي ظريف وزيبا با طاق نوك تيز در اضلاع ۷ گانه كه در ضلع شمالي يا ضلع هشتم مقبره اين طاق نما گود تر وبه سبك سردر رفيع وبسيار جالبي تبديل شده است .از ويژگي هاي اين طاق نما اين است كه علاوه بر استحكام جز’ ۸گانه , اين عنصر در سطوح مختلف جرزها ايجاد سايه روشن كرده وانها را از يك نواختي كسل كننده درمي اورد .

راه ورود به مقبره از همين سردر است . اين قسمت داراي دري با قابهاي مارپيچ شكل بوده كه بر اثر مرور زمان از بين رفته است .

     به طور كلي تا ۵/۲ متري بالاي پايه اجرچيني پر كاري و داراي طرح جالبي است كه سپس به اجر چيني معمولي تبديل ميشود . اجرهاي به كار رفته در نماي خارجي به ابعاد ۵ در ۲۰ سانتيمتر و به رنگ زرد ميباشد . در قسمت پائين اجرها يك در ميان داراي سوراخهاي ريز سفالي است كه در انها از اسامي مقدس كنده شده است .

     محوطه داخلي مقبره شامل اتاق ۸ گوش سادهاي به اضلاع ۷۵/۳ متر مي باشد . ديوارها كاملا ساده ودر ميان هر ضلع ان در گاه و طاقچه بلندي به ضلع ۷۵/۱ متر و ارتفاع ۳ متر به چشم مي خورد . ديوارهاي داخلي اضلاع مقبره از يك قشر گچ پوشيده شده است .

     ضمن كاوشهائي كه در مقبره جهت دستيابي به كف اصلي بنا صورت گرفت در كف اتاق يك سرداب بزرگ مشاهده گرديد و مشخص شد كه مقبره داراي ۳ قسمت بيروني و مياني و دروني است.

قسمت بيروني : به شكل استوانه تو خالي با خشت وملات گل ساخته شده است

قسمت مياني : از قلوه سنگ با ملات گچ به شكل مكعب مستطيل است .

قسمت دروني : در اين قسمت قبر اصلي واقع شده كه به شكل مستطيل به ابعاد ۹۵/۰ در ۲ وعمق ۲۰/۱ متر ميباشد به نظر ميرسد كه اين مقبره به دليل پنهان بودن قبر اصلي بدين شكل ساخته شده است .

     طاقنماهاي اضلاع داخلي در زير گنبد زير گنبد به ۱۶ ضلع تبديل شده سپس دايره پايه گنبد برروي ان قرار گرفته است .نور گيري در بالاي ترنبه ها ودر حقيقت بر گريو گنبد تعبيه شده كه نور داخل بقعه را تامين ميكند .سطح خارجي گنبد با اجرهاي ۴۵ سانتيمتري ساخته شده و با يك قشر اجر پوشيده شده است .

     در ضلع شمالي مقبره و به فاصله چند متر بناي مخروبه اي مركب از ايوان و طاقنما به چش ميخورد كه از سنگ پاره ساخته شده است ودر فضاي باز قرار دارد.

     يك قسمت جزئي خانقاه كه خوب باقيمانده سر در كوچكي از سنگ صاف است و بين سنگها نيز بند كشي شده است . اين نوع معماري از سنگتراش مخصوص اسياي صغير در اين دوره تقليد شده است .

     حياط مقبره داراي دو در بوده يكي در قسمت جنوبي وديگري در منتي اليه ديوار شرقي قرار گرفته كه در دوره هاي بعد به وسيله سنگهاي نا منظم و بدون ملات اين درها مسدود شده بودند . در قسمت داخلي خانقاه هنگام حفاري مقاديري تزئينات گچبري مسجد تربت جام مي باشد . ضمنا مقداري كاشي لعاب دار با نقوش قلم مشكي و طلاكاري شده در رنگهاي مختلف فيروزه اي ولاجوردي وزرين در دو اتاق مكشوفه كشف گرديد.

 

 

مقبره ملا حسن كاشي

 

   مقبره ملا حسن در مغرب سلطانيه و در۳ كيلومتري ان قرار دارد كه احتمالا در دوران سلطنت سلطان محمد خدا بنده يا به طور كلي دردوران مغول جزو پايتخت يعني سلطانيه بوده است .عدهاي انرا از بناهاي دوره صفويه مي دانند و عده اي نيز انرا به اوايل قرن۸ است.

   مقبره ملا حسن كاشي به شكل كثيرالاضلاع ۸ضلعي است كه ۴ ضلع بزرگ ان به طول ۳۰/۸ متر و۴ ضلع كوچك به طول ۷۵/۵ متر است . اضلاع بزرگتر داراي ايوانهاي وسيع با طاق جالب واضلاع كوچگ داراي ايواني دو طبقه كه با ساختن طاقهاي كوتاهتري به وجود امده است . به وسيله دو پلكاني كه از ايوان بزرگ شرق و غرب اغاز مي شود مي توان به ايوانهاي فوقاني رفت .

   اضلاع ۸ گانه به وسيله راهروي كوچكي با طاقي كوتاه به طول وعرض ۵/۱ در۷۵/۰ متر به هم متصل مي شود . دهنه ايوانهاي بزرگ ۵/۴ متر و دهنه ايوانهاي كوچك ۵/۳ مي باشد و قريب ۵/۰ متر از سطح دشت بلندتر است .قسمت داخلي مقبره به شكل مربع به ضلع تقريبا ۶ متر است كه در ۴ طرف توسط ۴ در گاه بزرگ به ايوانها ارتباط پيدا مي كند .

   در ساختن داخل گنبد ظرافت خارق العادهاي به كار رفته است وگچبري هاي جالبي شامل مقرنس هاي گچي و شمسه هائي به رنگ قرمز بسيار زيبا سطح داخل گنبد را پوشانده است .


مقبره ملا حسن داراي گنبد شلجمي سه پوش است . گنبد داخلي كه داراي تزئينات گچبري است به وسيله تيرهاي چوبي به گنبد مياني وصل گرديده است. گنبد به ضخامت يك اجر ساخته شده است .

گنبد سو يا گنبد خارجي كه داراي فرم بسيار زيبائي است دو گنبد زيرين را مي پوشاند .

   گنبد شامل معقلي هاي پركاري در گريو گنبد و كاشيكاري فيروزه اي وبسيار ارزنده است .

   در حفاري داخل مقبره محوطهاي با ديوارهاي سنگي منظم پيدا شد كه درداخل ان قبر مستطيل شكلي به ابعاد ۸۰/۳ در ۹۰/۳ متر كشف شد كه سه قسمت شمال وشرق و غرب با سنگ هاي سبز رنگ حجاري شده بنا گرديده است .

با وجوديكه از لحاظ طرح ساختماني مقبره منحصر به فرد مي باشد . معذالك از لحاظ تزئينات خيلي غني نبوده است .

     در فاصله ۱۰۰ قدمي اين مقبره با قيمانده بناي جالبي با تزئينات معقلي زيبا به چشم مي خورد كه به گفته اهالي محل مجموعه خانه ملا حسن و خانقاه او بوده است . ولي انچه مسلم است اين لست كه بناي مخروبه فوقالذكر سر در ورودي بنا بوده است و به طور كلي چنين به نظر مي رسد كه خانقاه و مقبره قسمتي از باغ بزرگ وعمارات ديگر بوده است .

     اين سر در داراي طاق نسبتا بلندي مي باشد كه به وسيله پا باريكها به وجود امده است. پشت بغلهاي اين سر در داراي تزئينات معقلي مركب از كاشيهاي كوچك زرد ,فيروزهاي و مشكي در متن اجر است .

     در حفاريهائي كه در محوطه بيرون مقبره ملا حسن كاشي صورت گرفته است خيابان سنگ فرش ظاهر گرديد كه طول ان ۵۰/۹۵ متر و عرض ان ۵ متر مي باشد كه قبلا با سنگهاي قلوهاي مفروش گرديده است . اين خيابان سر در بزرگ محوطه را به مقبره ملا حسن متصل مي سازد.

 

 

مقرنس كاري زير گنبد مقبره ملا حسن كاشي

تپه نور

noor2

  يكي از مهمترين اثار سلطانيه تپه بزرگي است كه در ۱۵۰۰ متري جنوب شرقي گنبد سلطانيه واقع شده است . از انجا كه اين تپه به طور غير مستقيم با گنبد سلطانيه داراي ارتباطي مي باشد كه به طور خلاصه از ان ياد مي كنيم :

مقطع عرضي تپه تقريبا مربع شكل است كه هر ضلع ان ۱۲۰ متر ميبا شد و ارتفاع ان به ۱۵ متر مي رسد .

     در حفاري دامنه شرقي اثار ديوارهاي سنگي مشاهده شد كه نشان مي داد كه در ان يك بناي ۱۲ ضلعي بوده است . به احتمال قوي اين بنا بقاياي كاخي بوده است كه در زمان فتحليشاه قاجار ساخته شده و از مصالح و كاشيهاي گنبد سلطانيه در ان استفاده كرده بودند .

     هر ضلع اين بناي ۱۲ ضلعي ۸/۴ متر ودر بين زواياي ۱۲گانه نيز نيمه ستونهاي تزييني ديده ميشود .ضمنا بدنه خارجي دو نيمه ستون جبهه شمالي را فرو رفته و مقعر ترتيب داده اند و با آثار آجري كه بر روي بعضي از نيم ستونها باقي مانده است . به نظر ميرسد كه در روي اين نيمستونها گلدسته هاي آجري شبيه گنبد سلطانيه وجود داشته است.

     گنبد ويران شده وراهروها و پله هاي داخلي عموما از اجر ساخته شده اند. تزئينات اين بنا شامل اجر همراه با كاشيهاي فيروزه اي وابي گلدار با طرحهاي ستاره چهار پر و كاشيهاي كوچك چند پهلو است.

تذكر : مطالبي كه شامل پرداخت هزينه مي باشند لينك دانلود پس از پرداخت موفق قابل نمايش و به ايميل شما ارسال مي شود ، در صورت نبود ايميل در بخش دريافتي ها به بخش اسپم ايميل خود مراجعه نماييد.

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد